![]() |
![]() |
|
| آنچه دلم مي گويد |
|
بعد از اين خوب وبدش به پاي خدمان
انتخابي است كه كرديم براي خودمان اين وآن مهم نيست چه فكري بكنند غم نداريم بزرگ است خداي خودمان بگذار،همه با فلسفه شان خوش باشند خودمان آيينه هستيم براي خودمان ما دو روديم كه حالا سر دريا داريم دومسافر درآب وهواي خودمان احتياجي به در ودشت نداريم اگر روبه هم باز شود پنجره هاي دلمان درداگر هست براي دل هم مي گوييم در وجودخودمان هست دواي خودمان دوست داريم كه نفهمند،بيا بعد از اين خودمان شعر بخوانيم براي خودمان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/05/28ساعت 9:5 توسط اشكهاي آبي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن می ترسیدم من از بازی هفت سنگ می ترسم ،می ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینیم که دیواری سنگی مرا در بر گیرد بیا لی لی بازی کنیم که با هر رفتنی دوباره باز می گردیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
مسافر شب تكيه گاه دلم اي كاش دلتنگي هاي دل فطرس زمونه بي وفا دفتر خاطرات دلنامه شاهزاده ايراني آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
تنهايي خاطره من حالم خوبه من ناراحتم اعتقادي |
|
RSS
|