ايكاش
ترافيك،ترافيك ،ترافيك ترانه ها يكي پس از ديگري بگوش مي رسيدن.....اونم از لطف ترافيك .....
سرگرمي تو شده بازي با اين دل غمگين............ اصلا يادت نمي ياد..................................
پسر جواني سر شو تكيه به پنجره داده بود واشك آرام آرام از گوشه چشمانش سرازير مي شد
دوباره دل هواي با تو بودن كرده،نگو اين دل دوري عشق تو رو باور كرده دل من خسته از اين دست به دعا هابردن...................
صداي هق هق پسر بلند شداما بيشتر شبيه بغض خفه شده مي موند کاش كاش................
اين صداي پسر بود كه غرق ايكاش ها شده بود
ميميرم برات نمي دونستي ميميرم بي تو بي چشات..........
جالب اينه يه يهو وسط اين ترانه هاي غمگين آهنگ شادي پخش داشت ميشد که رو به دوستم كردم: نه به اين آهنگ ها ونه به اين ،كه يهو راننده ترانه رو به جلو برد روبه پسر كردم وگفتم : آقا طوري شده...... همينطور اشك هابرصورت پسر مي غلتيدن گفت چه خوب مي شد آدم دچار فراموشي مي شد اونوقت تمام خاطرات بدش از يادش مي رفت دوباره زندگي جديد...با افكار جديد....... نگاه حزن آلودي بهش كردم
وقتي رفتي باز هوا بد شد روزگارازبدي بدتر شد انگار ترانه هاهمه دست به دست هم داده بودن
پسر خاطراتش رو بياد بيار ترانه نفرين محسن يگانه بگوش مي رسيد
اهاي رفيق نيمه راه آي كه تو تنهايي ميري فقط يك نفرين مي كنم الهي تو اوج غربت بميري
پسر گفت يعني ميشه يك روز دارويي به نام فراموشي كشف بشه سرمو آروم پايين آوردم....
حرفي نمي تونستم بزنم صداي پسر ومي شنيدم آقاي راننده همين كنار ها پياده مي شم من كماكان در فكر داروي فراموشي يعني واقعا ميشه يك روز...............